قطب کاشت گل و خشخاش در ایران لو رفت
در روزهای پایانی اردیبهشت و آغاز خرداد ۱۴۰۵، سکوت فضای دیجیتال ایران با نوازش هشداردهندهی یک پیامک سراسری شکسته شد. این پیام، که با امضای پلیس پیشگیری و معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه برای میلیونها گوشی همراه ارسال شده بود، با لحنی قاطع میگفت: «کشت گیاهان مخدر از جمله خشخاش به موجب قانون مطلقاً ممنوع و جرم بوده و مرتکب با توجه به اهمیت و تکرار جرم به مجازاتهای قانونی محکوم خواهد شد».
این پیامک که به سرعت برق و باد، به سوژهی میمهای گزندهی کاربران حتی در پلتفرمهای داخلی تبدیل شد، در پس لایههای تمسخرآمیز خود، حامل خبر هولناک سقوط امنیت معیشتی بخش قابل توجهی از جامعه هم بود. پیامی که نشان میداد که فقر، بیکاری افسارگسیخته و بحران ویرانگر آب، کشاورز ایرانی را از مزارع گندم و جو به سمت گرزهای بنفش و صورتی خشخاش کوچ داده است. چیزی که در روستاهای تشنهی شرق، دشتهای ترکخوردهی فلات مرکزی و حتی در گلدانهای مخفی پشتبامهای تهران در حال وقوع است.
اگرچه ظاهر این اطلاعرسانی، صرفا بازخوانی یک قانون قدیمی و هشدار روتین به متخلفان بود، اما پیام درون آن از پدیدهای نگرانکننده خبر میداد: افزایش بیسابقه و پنهان کشت مواد مخدر در گسترهی کشور.
روایت این وضعیت در گزارش پیشرو، هرگز به معنای تأیید یا توجیه جرم نیست؛ بلکه واکاوی شرایط مخاطرهآمیزی است که خاستگاه بروز چنین پدیدهای شده است.
جغرافیای عطش
گزارشهای میدانی و زمزمههای محلی از روستاهای اطراف دامغان و سمنان حکایت از تغییری بنیادین در نقشه کشت منطقه دارد. جایی که روزگاری قطب پسته ایران بود، اکنون شاهد نفوذ گیاهی است که با کمترین جرعهی آب، بیشترین سود نقد را به جیب کشاورز سرازیر میکند.
در سالهای اخیر ایران با یکی از سهمگینترین بحرانهای آبی تاریخ خود روبروست. در استانی مانند سمنان، تراز آب زیرزمینی به شدت منفی است. در این میان، کشاورزی که محصولش (مثل پسته) نیاز به آب فراوان دارد و چندین سال زمان میبرد تا به بار بنشیند، در برابر «خشخاش» شکست میخورد. خشخاش گیاهی است که به طرز عجیبی با اقلیم ایران سازگار است؛ نیاز آبی آن کمتر از یکسوم گندم است، آفت خاصی ندارد که نیاز به سموم گرانقیمت داشته باشد و در بدترین خاکها هم رشد میکند.
با این حساب بیراه نیست که یک کشاورز در مثلا روستاهای دامغان با یک دودوتا چهارتای ساده به این نتیجه برسد که «اگر گندم بکارم، دولت با قیمت دستوری میخرد که حتی هزینه کود و گازوئیل را پوشش نمیدهد. اما تیغ زدن گرزهای خشخاش، سودی ۱۰ برابری دارد که نقد و در لحظه پرداخت میشود».
از سوی دیگر بحران بیآبی چنان گریبان روستاها را فشرده است که کشاورزان خود را در برابر یک بنبست تاریخی میبینند: یا باید به سودای معیشت راهی شهرها شوند-که خود در گرداب بیکاری و تورم افسارگسیخته غرقاند و دیگر پناهی برای مهاجران ندارند- و یا در همان زادگاه خود دست به انتخابی مخاطرهآمیز بزنند.
در نبود برنامهای مدون و ساختاری برای مقابله با خشکسالی و مدرنسازی کشاورزی، روستایی مستأصل چارهای جز این نمیبیند که برای بقا، قواعد بازی را تغییر دهد و به محصولاتی روی آورد که با کمترین جرعهی آب، بیشترین سود سیاه را نصیبش میکنند. این بنبست، نه یک انتخاب، که واکنشی غریزی به نادیده گرفته شدن در بستر یک بحران اقلیمی و مدیریتی است. آنچه سالها در افغانستان شاهد آن بودهایم.
باغچههای عمودی؛ مخدر در ارتفاع تهران
بحران کشت فقط به دشتهای دورافتاده محدود نمیشود. در محیطهای شهری، پدیده جدیدی به نام «کشاورزی بالکنی» شکل گرفته است. اما آنچه در این گلدانها میروید، نعناع و ریحان نیست؛ «گل» یا همان شاهدانه صنعتی است.
گل، برخلاف خشخاش که نیاز به فضای باز دارد، در آپارتمانهای کوچک با استفاده از نورهای مصنوعی (LED) و سیستمهای هیدروپونیک ساده به راحتی به عمل میآید. بذرهای تراریخته که از خارج از کشور وارد میشوند، در عرض کمتر از سه ماه محصول میدهند.
برای جوانی که در تهران یا کرج با تورم بالای ۵۰ درصد و بیکاری دستوپنجه نرم میکند، فروش چند گرم «گل» که خودش در تراس پرورش داده، به راهی برای جبران هزینههای گزاف اجارهبها تبدیل شده است. این دیگر یک کنش مجرمانه صرف نیست، بلکه یک استراتژی بقای در بستر فروپاشی اقتصادی طبقه متوسط است.
منبع: روزنامه توسعه ایرانی
محمدرضا گلزار در فضای مجازی عکسی با استایل عجیب و غریب...
در روزهای اخیر، نام گلشیفته فراهانی بار دیگر با حاشیهای...
علیرضا یوسفی، وزنهبردار سنگینوزن ایران که اخیرا توانسته...
سکانس ورزش کردن ستایش رجایینیا در سریال بدنام در فضای...
در روزهایی که بسیاری از بازیگران جوان با یک نقش پربیننده...
طبق روال هر سال، رنگ سال ۲۰۲۷ معرفی شد.