بیوگرافی لیندسی گراهام؛ گراهام که بود و چطور پرنفوذترین مشاور ترامپ شد؟
یورونیوز نوشت: گراهام طی بیش از ۲۰ سال حضور در سنای آمریکا، در بسیاری از مهمترین پروندههای سیاست خارجی واشنگتن نقش داشت؛ از جنگ عراق و افغانستان گرفته تا پرونده هستهای ایران، مبارزه با داعش، جنگ اوکراین و جنگ غزه. او از معدود سناتورهایی بود که صرفنظر از اینکه چه کسی در کاخ سفید حضور داشت، همواره از افزایش نقش آمریکا در تحولات بینالمللی و استفاده از قدرت نظامی برای حفظ منافع این کشور دفاع میکرد.
هرچند منتقدانش او را یکی از جنگطلبترین سیاستمداران آمریکا میدانستند، اما حامیانش معتقد بودند او از معدود جمهوریخواهانی بود که حاضر بود در مسائل امنیت ملی، حتی اگر هزینه سیاسی برایش داشته باشد، مواضع خود را تغییر ندهد.
اما برای ایرانیها، نام لیندسی گراهام بیش از هر چیز با حمایت از تحریمهای گسترده علیه ایران، مخالفت سرسختانه با برجام، دفاع از ترور سردار قاسم سلیمانی و حمایت از حمله نظامی به ایران شناخته میشود؛ مواضعی که طی بیش از دو دهه، او را به یکی از تاثیرگذارترین چهرههای ضد ایران در کنگره آمریکا تبدیل کرد.
کودکی، خانواده و تحصیلات
گراهام لیندسی نهم ژوئیه ۱۹۵۵ در شهر کوچک سنترال در ایالت کارولینای جنوبی به دنیا آمد. پدر و مادرش صاحب یک رستوران و بار کوچک بودند و او از همان کودکی در کنار خانواده کار میکرد.
زندگی گراهام در ۲۱ سالگی دستخوش تغییری اساسی شد. مادرش بر اثر سرطان درگذشت و تنها پانزده ماه بعد، پدرش نیز جان خود را از دست داد. گراهام در دانشگاه کارولینای جنوبی در رشته روانشناسی تحصیل کرد و سپس مدرک حقوق خود را از همین دانشگاه گرفت.
پس از پایان تحصیلات، به نیروی هوایی آمریکا پیوست. او سالها در نیروی هوایی خدمت کرد و در نهایت با درجه سرهنگ بازنشسته شد. تجربه نظامی، بعدها تاثیر قابل توجهی بر نگاه او به سیاست خارجی و مسائل امنیتی گذاشت و باعث شد همواره از افزایش بودجه دفاعی و نقش فعال ارتش آمریکا در جهان حمایت کند.

ورود به سیاست
گراهام فعالیت سیاسی خود را در اوایل دهه ۱۹۹۰ از مجلس نمایندگان ایالت کارولینای جنوبی آغاز کرد.
در سال ۱۹۹۴ به مجلس نمایندگان آمریکا راه یافت و نزدیک به هشت سال در آنجا حضور داشت. در این دوره، به تدریج به عنوان یکی از جمهوریخواهان فعال در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی شناخته شد.
در سال ۲۰۰۲، پس از بازنشستگی سناتور جمهوریخواه استروم تورموند، گراهام در انتخابات سنا پیروز شد و از ژانویه ۲۰۰۳ نمایندگی کارولینای جنوبی را در سنای آمریکا بر عهده گرفت؛ کرسیای که تا پایان عمر حفظ کرد.
در سنا، او به سرعت به یکی از اعضای بانفوذ کمیتههای نیروهای مسلح، بودجه و قوه قضاییه تبدیل شد و در کنار سناتورهایی مانند جان مککین و جو لیبرمن، یکی از چهرههای اصلی جناح مداخلهگرای سیاست خارجی آمریکا بود؛ جریانی که معتقد بود ایالات متحده باید برای حفظ نظم جهانی، حضوری فعال و در صورت لزوم نظامی در نقاط مختلف جهان داشته باشد.
این جایگاه، بعدها باعث شد لیندسی گراهام به یکی از تاثیرگذارترین صداها در شکلدهی سیاست آمریکا در قبال اسرائیل و ایران تبدیل شود. در سالهای بعد نیز رابطه نزدیک او با دونالد ترامپ، نفوذش بر تصمیمهای کاخ سفید را بیش از گذشته افزایش داد؛ رابطهای که البته از ابتدا چنین نبود و مسیری پر فراز و نشیب را طی کرد.
از منتقد سرسخت تا نزدیکترین متحد ترامپ
اگر قرار باشد تنها یک نقطه عطف در زندگی سیاسی لیندسی گراهام انتخاب شود، آن نقطه بدون تردید رابطه پر فراز و نشیب او با دونالد ترامپ است؛ رابطهای که از دشمنی آشکار آغاز شد و در نهایت به یکی از نزدیکترین و تاثیرگذارترین همکاریهای سیاسی در واشنگتن تبدیل شد.
در جریان رقابتهای مقدماتی حزب جمهوریخواه در سال ۲۰۱۶، گراهام یکی از تندترین منتقدان ترامپ بود. او بارها صلاحیت ترامپ برای ریاستجمهوری را زیر سوال برد و هشدار داد که انتخاب او میتواند آینده حزب جمهوریخواه را به خطر بیندازد.
در یکی از مشهورترین اظهارنظرهایش، ترامپ را «یک فرد نژادپرست و بیگانههراس» توصیف کرد و گفت اگر جمهوریخواهان او را نامزد کنند، حزب «نابود خواهد شد.»
ترامپ نیز بیپاسخ نماند. او در یکی از گردهماییهای انتخاباتی، شماره تلفن شخصی گراهام را برای هزاران نفر خواند و از هوادارانش خواست با او تماس بگیرند و گراهام ناچار شد شماره تلفن خود را تغییر دهد.
اما پس از ورود ترامپ به کاخ سفید، شرایط به تدریج تغییر کرد.
گراهام خیلی زود به این نتیجه رسید که برای اثرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا، نزدیک شدن به ترامپ موثرتر از تقابل با اوست. از سوی دیگر، ترامپ نیز به سناتوری نیاز داشت که هم در کنگره نفوذ بالایی داشته باشد و هم بتواند سیاستهای او را در حوزه امنیت ملی و روابط خارجی پیش ببرد.
نقطه عطف این رابطه، در سال ۲۰۱۸ و پس از درگذشت جان مککین رقم خورد.
مککین سالها نزدیکترین دوست و شریک سیاسی گراهام بود و این دو تقریبا در تمام پروندههای مهم سیاست خارجی کنار یکدیگر قرار داشتند. پس از مرگ مککین، گراهام تقریبا به پای ثابت دیدارهای کاخ سفید تبدیل شد. او بارها برای بازی گلف با ترامپ به باشگاههای شخصی او رفت و به یکی از معدود سناتورهایی تبدیل شد که ترامپ پیش از تصمیمگیری درباره بسیاری از مسائل امنیت ملی با او مشورت میکرد.
در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ نیز، بسیاری از تحلیلگران گراهام را غیررسمیترین، اما بانفوذترین مشاور رئیسجمهور در حوزه سیاست خارجی میدانستند. او تقریبا در همه پروندههای مهم، از جنگ اوکراین گرفته تا بحران غزه و رویارویی با ایران، مواضعی نزدیک به ترامپ داشت و در بسیاری موارد حتی خواهان رویکردی تهاجمیتر بود.
رابطه خاص اسرائیل و گراهام
اگر رابطه نزدیک لیندسی گراهام با دونالد ترامپ، نفوذ او را در کاخ سفید افزایش داد، رابطهاش با رژیم اسرائیل جایگاه او را به یکی از مهمترین حامیان این کشور در سیاست آمریکا تبدیل کرد.
حمایت گراهام از اسرائیل تنها از محاسبات امنیتی ناشی نمیشد. او به سنت مسیحیان انجیلی جنوب آمریکا تعلق داشت و رابطه با اسرائیل را موضوعی مذهبی نیز میدانست. گراهام در سال ۲۰۲۵، در سخنرانی برای جمعی از مسیحیان محافظهکار گفته بود: «اگر آمریکا حمایت خود را از اسرائیل قطع کند، خدا نیز حمایت خود را از ما قطع خواهد کرد.»
در بیش از دو دهه حضور در سنای آمریکا، کمتر سناتوری را میتوان یافت که به اندازه گراهام از سیاستهای دولتهای مختلف اسرائیل، به ویژه دولت بنیامین نتانیاهو، دفاع کرده باشد. او بارها به اسرائیل سفر کرد، با مقامهای ارشد امنیتی و نظامی این کشور دیدار داشت و در بیشتر بحرانهای امنیتی خاورمیانه، مواضعی نزدیک یا حتی همسو با دولت اسرائیل اتخاذ کرد.
رابطه گراهام و نتانیاهو صرفا یک همکاری سیاسی نبود. این دو طی سالها ارتباط شخصی نزدیکی برقرار کردند و نتانیاهو بارها از گراهام به عنوان یکی از قابل اعتمادترین دوستان اسرائیل در کنگره آمریکا یاد کرده بود. در مقابل، گراهام نیز همواره تاکید میکرد که امنیت اسرائیل باید یکی از اصول ثابت سیاست خارجی آمریکا باقی بماند؛ فارغ از اینکه چه حزبی در کاخ سفید یا کنگره قدرت را در اختیار دارد.
مواضع گراهام در قبال اسرائیل با حمایت مالی و سیاسی شبکههای طرفدار اسرائیل نیز همراه بود. در انتخابات سال ۲۰۲۰، ائتلاف یهودیان جمهوریخواه نزدیک به یک میلیون دلار برای کمک به انتخاب مجدد او هزینه کرد.
او از جمله سناتورهایی بود که از افزایش کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل، توسعه سامانههای دفاع موشکی مانند «گنبد آهنین» و حفظ برتری نظامی این کشور در منطقه حمایت میکرد. همچنین از تصمیم دولت ترامپ برای انتقال سفارت آمریکا از تلآویو به اورشلیم دفاع کرد و آن را به رسمیت شناختن «واقعیت موجود» توصیف کرد.
در سالهای بعد، با امضای توافقهای ابراهیم و گسترش روابط رژیم اسرائیل با چند کشور عربی، گراهام یکی از مدافعان اصلی عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان سعودی بود و بارها برای پیشبرد این روند با مقامهای آمریکایی، اسرائیلی و سعودی دیدار کرد.
پس از هفتم اکتبر؛ مواضعی حتی تندتر از دولت اسرائیل
حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل، مواضع گراهام را از گذشته نیز تندتر کرد.
او بارها تاکید کرد که اسرائیل نه تنها حق دفاع از خود را دارد، بلکه باید ساختار نظامی و سیاسی حماس را به طور کامل از بین ببرد. در حالی که بسیاری از کشورهای غربی خواستار کاهش تلفات غیرنظامیان و برقراری آتشبس بودند، گراهام بارها از دولت آمریکا خواست فشار کمتری بر اسرائیل وارد کند و اجازه دهد عملیات نظامی این کشور تا دستیابی به اهدافش ادامه یابد.
شاید مهمترین نقطه اشتراک گراهام و دولتهای مختلف اسرائیل، نگاه آنها به ایران بود.
گراهام بارها گفته بود که مشکل اصلی خاورمیانه، نه صرفا برنامه هستهای ایران، بلکه سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی است. از نگاه او، حمایت تهران از حزبالله، حماس، حوثیهای یمن و دیگر گروههای همسو، تهدیدی برای امنیت اسرائیل و متحدان آمریکا در منطقه محسوب میشد.
به همین دلیل، او همواره از سیاستهایی حمایت میکرد که هدف آنها افزایش فشار بر جمهوری اسلامی بود؛ از تحریمهای اقتصادی گرفته تا انزوای دیپلماتیک و حتی اقدام نظامی.
در نیمه دوم دهه ۲۰۰۰، همزمان با افزایش نگرانیها درباره برنامه هستهای ایران، گراهام از حامیان تصویب تحریمهای شدیدتر علیه تهران بود و بارها از دولت جورج بوش و سپس دولت باراک اوباما خواست گزینه نظامی را از روی میز برندارند.
اما یکی از مهمترین مواضع او در نوامبر ۲۰۱۰ مطرح شد. گراهام در مجمع امنیت بینالمللی هالیفکس گفت اگر آمریکا در نهایت تصمیم به حمله نظامی علیه ایران بگیرد، این حمله نباید تنها به تاسیسات هستهای محدود شود.
او استدلال کرد که اگر هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است، آمریکا باید توانایی جمهوری اسلامی برای پاسخ نظامی را نیز از بین ببرد. به گفته او، حمله باید به گونهای باشد که نیروی هوایی، نیروی دریایی، سامانههای موشکی و دیگر زیرساختهای نظامی ایران نیز به شدت تضعیف شوند.
این اظهارات در آن زمان بازتاب گستردهای در آمریکا و خاورمیانه داشت، زیرا کمتر مقام ارشد آمریکایی تا آن زمان چنین صریح از حملهای گسترده علیه ایران سخن گفته بود.
گراهام بعدها نیز بارها تاکید کرد که حمله محدود به تاسیسات هستهای، تنها برنامه ایران را برای چند سال به تعویق خواهد انداخت و در صورت توسل به گزینه نظامی، باید هزینهای بسیار سنگینتر بر جمهوری اسلامی تحمیل شود.
تحریمهای فلجکننده و مخالفت با دیپلماسی اوباما
در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳، گراهام از جمله سناتورهایی بود که از تحریم بانک مرکزی ایران، محدودیت صادرات نفت، تحریم صنایع انرژی و تشدید فشارهای مالی علیه تهران حمایت کرد.
او بارها از دولت اوباما انتقاد کرد که فشار اقتصادی را به اندازه کافی افزایش نداده و معتقد بود تنها راه وادار کردن جمهوری اسلامی به عقبنشینی، اعمال «تحریمهای فلجکننده» است.
وقتی مذاکرات محرمانه آمریکا و ایران آغاز شد و در سال ۲۰۱۳ به توافق موقت ژنو انجامید، گراهام از نخستین جمهوریخواهانی بود که این توافق را «اشتباهی راهبردی» خواند.
او هشدار داد که ایران از مذاکرات برای خرید زمان استفاده میکند و در نهایت، زیرساختهای هستهای خود را حفظ خواهد کرد.
امضای توافق هستهای در سال ۲۰۱۵، یکی از بزرگترین شکستهای سیاسی گراهام در حوزه سیاست خارجی بود. او در کنار سناتورهایی مانند جان مککین، تام کاتن و مارکو روبیو، از چهرههای اصلی مخالف برجام در کنگره بود و بارها تلاش کرد از تصویب یا اجرای آن جلوگیری کند.
از نگاه گراهام، بزرگترین ایراد برجام این بود که ایران زیرساخت غنیسازی خود را حفظ میکرد و پس از پایان محدودیتهای زمانی توافق، میتوانست با سرعت بیشتری برنامه هستهای خود را توسعه دهد.
خروج از برجام و فشار حداکثری
پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶، فرصتی بود که گراهام سالها در انتظار آن بود.
او از نخستین سناتورهایی بود که از خروج آمریکا از برجام حمایت کرد و این تصمیم را «اصلاح یکی از بزرگترین اشتباهات سیاست خارجی آمریکا» دانست.
گراهام همچنین از سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ حمایت کرد؛ سیاستی که بر پایه بازگرداندن تحریمها، کاهش صادرات نفت ایران، منزوی کردن جمهوری اسلامی و وادار کردن تهران به پذیرش توافقی جدید بنا شده بود.
او در همین دوره بارها از دولت ترامپ خواست تحریمهای بیشتری علیه سپاه پاسداران، صنایع نفت و شبکه مالی جمهوری اسلامی اعمال کند و از متحدان اروپایی آمریکا نیز خواست از برجام فاصله بگیرند.

از ترور سردار قاسم سلیمانی تا جنگ با ایران
گراهام از تصمیم ترامپ برای ترور سردار سلیمانی حمایت کرد. او در آن زمان گفته بود که ترور سلیمانی، امنیت آمریکا و متحدانش را افزایش خواهد داد.
در روزهایی که برخی قانونگذاران آمریکایی نسبت به احتمال آغاز جنگی گسترده با ایران هشدار میدادند، گراهام استدلال میکرد که واکنش قاطع، احتمال جنگ را کاهش میدهد، زیرا جمهوری اسلامی تنها زبان قدرت را میفهمد.
با آغاز اعتراضات سراسری در سال ۱۴۰۱، گراهام بار دیگر خواستار افزایش فشار بر جمهوری اسلامی شد.او از دولت آمریکا خواست تحریمهای بیشتری علیه مقامهای جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران اعمال کند و حمایت آشکارتری از معترضان ایرانی نشان دهد.
گراهام همچنین از جمله سناتورهایی بود که بارها خواستار قرار گرفتن سپاه پاسداران در انزوای بیشتر بینالمللی شد و از متحدان اروپایی آمریکا خواست رویکرد سختگیرانهتری در قبال تهران اتخاذ کنند.
جنگ ۲۰۲۶؛ وقتی گراهام خواستار حمله گستردهتر شد
با آغاز جنگ میان آمریکا و ایران در سال ۲۰۲۶، گراهام بار دیگر در صف نخست سیاستمدارانی قرار گرفت که از اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی حمایت میکردند.
او از حملات آمریکا به تاسیسات هستهای، موشکی و نظامی ایران حمایت کرد، اما معتقد بود این حملات برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی کافی نیست.
گراهام بارها از دولت ترامپ خواست در صورت ادامه حملات ایران یا نیروهای همسو با آن، دامنه عملیات نظامی را گسترش دهد و زیرساختهای نظامی، مراکز فرماندهی سپاه پاسداران و توان موشکی جمهوری اسلامی را به طور گسترده هدف قرار دهد.
او همچنین از هماهنگی نزدیک آمریکا و اسرائیل در این جنگ دفاع کرد و معتقد بود دو کشور باید راهبرد مشترکی برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی ایران تدوین کنند.
در روزهایی که برخی مقامهای آمریکایی از احتمال بازگشت تهران و واشنگتن به میز مذاکره سخن میگفتند، گراهام هشدار داد که هرگونه توافق جدید تنها زمانی ارزشمند خواهد بود که جمهوری اسلامی نه تنها برنامه هستهای، بلکه توان موشکی و شبکه نیروهای همپیمان خود در منطقه را نیز محدود کند.
مرگ لیندسی گراهام، به فعالیت یکی از تاثیرگذارترین چهرههای جمهوریخواه در حوزه سیاست خارجی پایان داد؛ سیاستمداری که طی بیش از دو دهه حضور در سنا، تقریبا در تمام بحرانهای مهم خاورمیانه نقشآفرین بود.کمتر سناتوری در دو دهه گذشته به اندازه لیندسی گراهام بر سیاست آمریکا در قبال اسرائیل و ایران تاثیر گذاشته است.
اگر رهبران رژیم اسرائیل در سوگ درگذشت ناگهانی لیندسی گراهام، از او به عنوان «یکی از بزرگترین دوستان اسرائیل» یاد کردند، دلیلش را باید در همین کارنامه جستوجو کرد؛ کارنامهای که حمایت بیوقفه از اسرائیل و مواضع سرسختانه علیه ایران، دو محور اصلی آن بود.
لامین یامال در مراسم جشن قهرمانی تیم ملی اسپانیا در...
رحیم زاهدی مشاور وزیر نیرو بعد از انتشار یک استوری...
عادل: ناجوانمردانه من را کنار گذاشتند.... لامصبا چرا...
ستاره ساداتقطبی (مجری صداوسیما) به شدت از گرانیهای...
دولت اسپانیا و بسیاری از چهرههای سرشناس این کشور،...
کاپیتان خلبان سیامک صابری از اعضای تیم آفرود ایران...