مردی که به جرم قتل ۳ بار برای قصاص به انفرادی رفته بود، در نهایت توانست رضایت خانواده مقتول را جلب کند و آزاد شود.
به گزارش روزنامه ایران، مرد جوان در حالی که دستبند به دست داشت، وارد شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران شد تا برگه آزادیاش را امضا کند. چند روز قبل بود که اولیای دم مقتول بعد از ۱۰ سال بالاخره تصمیم گرفتند به شرط دریافت دیه از قصاص او گذشت کنند.
حامد تابستان سال ۹۴ زمانی که سوار بر خودرو به خانه میرفت، بر سر پیچیدن به خیابانی فرعی با راننده پرایدی دعوا کرد. راننده پراید که پسری ۲۴ ساله بود مسافری هم در خودرو داشت که میخواست او را به مقصد برساند. اما هنگام درگیری چاقویی بیرون آورد و به سمت حامد چند ضربه پرتاب کرد.
مهندس حامد جوان هم در دفاع از خود قفل فرمان ماشین را برداشت و به سمت راننده پراید رفت و ضربهای به سرش زد که باعث شد پسر جوان به کما برود. او یک هفته با مرگ دست و پنجه نرم کرد و در نهایت تسلیم مرگ شد.
با مرگ راننده پراید، حامد به اتهام قتل عمد بازداشت شد. گرچه او در تمام مراحل تحقیقات مدعی بود که ناخواسته مرتکب قتل شده و قصد قتل نداشته، اما اولیای دم درخواست قصاص دادند.
با توجه به خواسته اولیای دم، دادگاه نیز رأی بر اشد مجازات صادر کرد و با تأیید این حکم در دیوان عالی کشور پرونده برای اجرا به دادسرای ناحیه ۲۷ ارجاع شد.
در مدتی که مهندس جوان در زندان به سر میبرد، با توجه به خواسته اولیای دم ۲ بار اسمش در لیست محکومان به قصاص قرار گرفت و او ۲ مرتبه به انفرادی منتقل شد. اما هر بار که در چند قدمی چوبه دار قرار گرفت، با تلاش واحد صلح و سازش دادسرای جنایی و خیرین، موفق شد از اولیای دم مهلت بگیرد و به سلولش برگردد.
نام حامد برای سومین بار در لیست محکومان به اجرا قرار گرفت، اما این بار تلاش واحد صلح و سازش دادسرا نتیجه داد. حامد به شرط پرداخت وجه المصالحه از قصاص رهایی یافت. از آنجا که حامد ۱۰ سال در زندان به سر میبرد، مدت حبس از جنبه عمومی جرم خود را گذرانده بود. او به دادسرا منتقل شد تا با امضای برگه آزادیش، به کانون خانواده بازگردد.
مرد جوان که باورش نمیشد بعد از ۱۰ سال بار دیگر طعم آزادی را حس کند، در حالی که اشک شوق میریخت، گفت: من شرمنده پدر و مادر مقتول هستم و امیدوارم که با انجام کارهای خیر برای آمرزش روح مقتول قدم بردارم.
وی افزود: باورتان نمیشود، اما هرگز فکر نمیکردم یک روز مهر قاتل بر پیشانیم بخورد. همه چیز در چشم برهمزدنی رقم خورد. ترسیده بودم. اگر آن روز از خودم دفاع نمیکردم حتما او مرا با چاقو میزد. او چند ضربه نیز به سمتم پرتاب کرد. آن روز بخت با من یار نبود و همیشه با خودم میگویمای کاش هرگز از خانه بیرون نیامده بودم. خیلی پشیمانم.
مرد جوان اظهار کرد: در تمام سالهایی که در زندان بودم به معنای واقعی حس حبس و اسارت را لمس کردم و قدر آزادی را فهمیدم. رنج و ناراحتی همسلولیهایم را میدیدم و به همین دلیل همیشه دلم میخواست برای آزادی زندانیان تلاش کنم.
وی ادامه داد: در اندرزگاه ما ۲ زندانی محکوم به قتل بودند که از اولیای دم رضایت گرفتند، اما شرط آزادیشان پرداخت دیه بود. هر کدام از آنها به خاطر درگیری بر سر نگاه چپ و دعوا هنگام پارک ماشین قاتل شده بودند که من دیه آنها را پرداخت کردم. ۳ مرد هم متهم به قتل شبه عمد بودند که برای آزادی آنها نیز مبلغ دیهشان را پرداخت کردم.
مرد جوان درباره اینکه پول دیه زندانیان را چگونه فراهم کرده است، گفت: من مشکل مالی نداشتم. مهندس یکی از شرکتهای معتبر بودم و درآمدم خوب بود. خانوادهام نیز اوضاع مالی خوبی داشتند. من این کارها را انجام دادم تا حداقل چند نفر دیگر طعم آزادی را بچشند و از کابوس زندان رهایی یابند.
سخنگوی جمعیت هلالاحمر اعلام کرد: نیروهای امدادی،...
تلویزیون ویژهبرنامههای «ایران دوست داشتنی»، «کشور...
سپاه پاسداران درپی شهادت سردار نائینی بیانیهای منتشر...
خواننده لسآنجلسی از حرفهای جدید مهناز افشار به شدت...
لحظه تحویل سال ۱۴۰۵ هجری شمسی، ساعت ۱۸:۱۵:۵۹ روز جمعه...
در ادامه تصویری متفاوت از کاخ موزه سبز سعدآباد را مشاهده...