مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب و مؤسسه آینهدار دوران با همراهی باغموزه نگارستان (دانشگاه تهران)، عصر روز جمعه ۲۵ اردیبهشت به مناسبت بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی، مراسمی را برگزار کرد.
مهری بهفر، استاد زبان فارسی و شاهنامهپژوه در این رویداد که به یادیود استاد جلال خالقی مطلق برگزار شد، با اشاره به تفاوت دیدگاهها در بزرگداشت فردوسی گفت: هرکه عظمت شاهنامه مجذوبش میکند، در تجلیل از شاهنامه و فردوسی سخن میگوید. آن که شاهنامه را سپهرِ پهناورِ زمینههای تحقیقی و تحلیلی میبیند، در پیِ به دست دادنِ دانستههایی عالمانه و فاضلانه است که فرادستِ تحقیقها و تحلیلهای پیشین و الغاگرِ دریافتهای متقدّم باشد.
او ادامه داد: آن که شاهنامه را متنی برآمده از سنّت کهن روایی با کشش و توان شگرف خواندهشدن و شنیدهشدن میبیند و با روایتها و شخصیتها و نقشمایهها و مضمونها و معناهای متعددش نهفقط در ذهن جای میگیرد که دستمایه تمثیلات و استعارات و کنایات و تشبیهاتی شود که بهواسطه آنها جهان را درک میکند و از این راه، با زبان و معنی و تخیّلی که سدهها دستبهدست گشته همدست میشود و از این راه، با فردوسی همدستی میکند و در خویشکاری او به اندازه خود مشارکت میجوید و به سهم خود سهیم میشود.
این پژوهشگر بیان داشت: آنکس که مخاطب تجلیل از مقام والای فردوسی است و پای گفتونوشتهای تجلیلآمیزِ انگیزشی مینشیند، «بلاغت» را درمییابد، آنکس که مخاطب تحلیل و تحقیق و افزودنبر دانستههایش درباره شاهنامه و فردوسی است، «فرهیختگی و دانش» نصیب میبرد. آن کس که مخاطب روایت است و دل به داستانها میدهد، گذشته از لذت، «فرهنگ و بینش» را بهره میگیرد.
بهفر گفت:، اما این بدان معناست که نمیتوان به هرسه این کارها پرداخت یا مخاطب هر سهشان بود؟ البته که میتوان. اما آنچه اغلب دیده شده این است که اولی و دومی جای کنش و عملِ اصلی را که خواندن و شنیدن خود متن است گرفتهاند؛ چون ما در «زمانه دربارهها» زندگی میکنیم، در زمانهای که دانستن «درباره» چیزها، از تجربه و دریافتِ خودِ آنها برتر است و بهسربردن در بطنِ متن و غوطهخوردن در آن و جذب اجزاء و عناصرِ آن ارج و قدری ندارد؛ چون دستاوردِ ملموس و معیّنی را به چشم نمیکشد.
این استاد ادبیات فارسی اضافه کرد: دلیل این است که وجهِ رواییِ فرهنگ، چون خودِ فرهنگ است که نه خصلتِ نمایشی دارد و نه خاصیتِ فضلفروشی و نه خوی وخیمِ مجادله و میدانداری، آرامآرام فرادست میآید و بیغوغا و صدا و ادعا تهنشین میشود. فرهنگ، چون فرهیختگی نیست که با نمایشِ دانستهها و کاربردِ اصطلاحات و بیان دیدگاهها و نظریهها و جدل و مجادله وجودِ خود را به سمع و نظر برساند و در قالب کلمات قابل عرضه و ارائه باشد.
سجاد آیدنلو، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی، سال ۱۴۰۵ را نخستین سالی دانست که شادروان استاد جلال خالقی مطلق در برنامههای روز بزرگداشت فردوسی و شاهنامه در میان ما نیست و افزود: ایشان برجستهترین، بزرگترین و پرکارترین شاهنامه شناس تاریخ تحقیقات تخصصی این حوزه در داخل و خارج از ایران به شمار میروند.
او با اشاره به تصحیح ارزشمند خالقی مطلق از شاهنامه افزود: علاوه بر آن مقالات و مدخلهای متعدد، محققانه و دانشورانهای در این حوزه تخصصی تالیف کردند و از این منظر نیز از استثنائات فارسی به شمار میروند و شبیهشان را یا نداریم یا بسیار کم داریم.
آیدنلو با اشاره به اهمیت هویتی شاهنامه گفت: نخستین بار نام ایران در شاهنامه به شکل رسمی و به عنوان سرزمین مستقل در دوره پادشاهی فریدون مطرح میشود، فریدون جهان باستانی و جغرافیای حماسی و اساطیری شاهنامه را به سه قسمت تقسیم میکند که بخشی از آن که بخش مرکزی و اصلی است ایران است که از آن ایرج میشود، نواحی شرقی توران هست، از آن تور و نواحی غربی با نام روم از آن پسر دیگر به نام سلم میشود. از این دوره داستانی به بعد ما ایران را با دو مفهوم در شاهنامه میبینیم یکی مفهوم بسیار مشهور و شناخته آن که از دیرباز تا امروز همواره در جهان و جغرافیای زیست انسان بوده و انشاالله بعد از این هم خواهد بود یعنی سرزمین مستقلی به نام ایران که محور و مدار همه داستانهای شاهنامه است و مفهوم دیگر که شاید برای شماری از شاهنامه خوانان و حتی شاهنامه پژوهان اندکی ناآشنا یا کمآشنا باشد، ایران در معنای شهر است.
او با تشریح این که پایتخت هر سرزمین به نام آن خوانده میشده، اضافه کرد: کم توجهی یا بیتوجهی به این مسئله باعث شده که بعضاً شبهاتی درباره کاربرد نام ایران در شاهنامه مطرح شود، مثلا سپه را ز زابل به ایران کشید، در این موارد باید دقت کرد که ایران منظور شهر ایران یا همان پایتخت کشور ایران است
آیدنلو با اشاره به این که در دوره جمشید هم نام ایران را به عنوان کشور میبینیم، اظهار داشت: میتوان گفت، چون در اوستا از سرزمینها و مردمان ایرانی نام برده شده وگواهیهای مفهوم ایران به عنوان کشور و ایرانی به عنوان ملت منتسب به این کشور از دوره هخامنشی شناخته شده بوده است، پردازندگان داستانهای ملی پهلوانی ایران و مدون کنندگان منابع منصوری که فردوسی از آنها استفاده کرده مفهوم ایران را یک مفهوم اصطلاحاً ازلی و باستانی میدانستند.
او با اشاره به بخشهای دیگری از شاهنامه بیان داشت: نکته دیگری که مخصوصاً به نیاز شرایط امروز جامعه به آن باید توجه کرد، مسئله دفاع از ایران یا ایران بانی به تعبیری یعنی نگهبانی از ایران در شاهنامه است که در سراسر شاهنامه موج میزند.
عظمی زرین نازیه، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشکده خاورشناسی دانشگاه لاهور پاکستان، گفت: فردوسی طوسی، حماسه سرای بزرگ ایران، نه فقط در کالبد ملت ایران روح تازه دمید، بلکه شاهنامه الگوی کامل است، قهرمانان شاهنامه فردوسی ما از شجاعت و عدالت، شگفتآور هستند، چون پهلوانانی که در شاهنامه میخوانیم نماد شهامت و شجاعت هستند و میتوانند دشمن را نابود کنند و باز هم، چون راه و رسم جنگ هم بلدند ابتدا نامه مینویسند.
او افزود: شاهنامه در شبه قاره هم تاثیر فوق العاده گذاشت، نکته جالب این است که سرود ملی پاکستان نیز به فارسی است، سراینده سرود ملی ما حافظ جالندهری که میخواست به سبک فردوسی و شاهنامه
شعری بگوید، همانطور که میخواست که تاریخ اسلام را زنده کند.
زرین نازیه با نام بردن از شاعران پاکستانی که تلاش کردند مانند فردوسی شعر بگویند، اظهار داشت: اقبال فیروزالدین رازی؛ عبدالمجید سالک؛ اکرم شاه اکرام؛ وحید الزمان طارق و بسیاری از شعرای دیگر و خودم درباره فردوسی یا در پیروی فردوسی شعر سرودند، کرسیهای فردوسی در دانشگاه پنجاب و دانشگاه بانوان در لاهور داریم که در زمینه فردوسیپژوهی فعال هستند در دانشکده هنر دانشگاه پنجاب پایاننامههایی درباره شاهنامه فردوسی نوشته شدند و کتابخانه مرکزی دانشگاه پنجاب ۱۰۰ نسخه از شاهنامه فردوسی دارد.
این استاد دانشگاه گفت: هنوز در ساختمان بیمارستانها یا ساختمانهای جدیدی که ساخته میشوند، اشعار و ابیات شاهنامه فردوسی منقوش شده است، یعنی فقط این نیست که در ساختمانهای تاریخی نوشته شده باشد، بلکه یک بیمارستان بزرگ لاهور که شیخ سعید نام دارد و روبهروی دانشگاه پنجاب است، ساختمان مرکزی آن چند بیت از شاهنامه دارد و برای بچههایی که علوم پزشکی میخوانند با نقاشی، قصه شاهنامه و زایمان سزارین توضیح داده میشود.
او گفت: میشود گفت که اگر چراغ فارسی که تقریبا نزدیک هزار سال در شبه قاره روشن بوده، صاحبان علم و هنر هنوز آن چراغ را زنده نگاه داشتند، چون فرهنگ ما یکی است، دین ما یکی است، خدای ما یکی است پیغمبر ما یکی است.
زرینه رحمت آوا، شاعر تاجیکستانی، با بیان این که ابوالقاسم فردوسی از بزرگترین چهرههای ادبیات جهان و ستونهای اساسی فرهنگ و تمدن فارسی تاجیک به حساب میرود، گفت: نام او با دوران بیزوال شاهنامه پیوند جاودانه دارد، این اثر عظیم نه تنها یک کتاب ادبی بلکه آیینه تعریف فرهنگ، جهان بینی و آرمانهای مردم ایران نژاد است، فردوسی با آفریدن اثری بیزوال خود شاهنامه، توانست روح ملی زبان مادری و هویت فرهنگی ملی خود را زنده نگاه دارد و از ورطه فراموشی نجات دهد.
او افزود: یکی از ارزشهای بزرگ شاهنامه، ترغیب اخلاق نیک، وطن دوستی و عدالت است، قهرمانان اثر برای حفظ وطن، حقیقت شرف انسان مبارزه میکنند، فردسی انسان را به راستی، جوانمردی، صداقت و خرد رهنمون میسازد. در مرکز اندیشه او مبارزه نیکی و بدی قرار دارد.
رحمتآوا ادامه داد: بزرگترین خدمت فردوسی حفظ زبان فارسی است، در زمانی که زبان عربی نفوذ زیادی داشته، او با زبان مادری خود، فارسی، شاهنامه را آفرید و اینگونه زبان و فرهنگ ملی خود را زنده نگاه داشت. او زبان را همچون هستی ملت نگاه داشت و برای نسلهای آینده میراث گرانبهایی باقی گذاشت، شاهنامه امروز نیز اهمیت تاریخی خود را از دست نداده است، در کشورهای فارسی زبان حتی بیرون از آن نیز محفلهای شاهنامهخوانی برگزار میشود.
او افزود: در ازبکستان ما نیز آموزش و طریقه شاهنامه توجه زیادی میشود، فردوسی با شاهنامه نه تنها شاعر یک ملت بلکه متفکر بشری شد، آثار او مردم را به صلح، انساندوستی، حفظ ارزشهای معنوی دعوت میکند از همین جاست که نام فردوسی و شاهنامه را تا امروز همچون رمز فرهنگ خودشناسی جاودانگی و ادبیات فارسی تاجیکی قرار داده است.
کریم اشراق، نویسنده، شاعر و پژوهشگر با بیان این که شاهنامه هنوز هم برای ما رهنمودی دارد، دادر گفت: شاهنامه کتاب اول ایران است، اما به گفته اسلامی ندوشن خطابی جهانی دارد، شاهنامه از ایران میگوید، زیرا در نگاه فردوسی ایرانشهر مرکز کشورهای هفتگانه جهان است و کشور برگزیدهای است و در این سرزمین و در جنگ نیکی و بدی ایرانیان همواره هوادار نیکی بودند همچنین شاهنامه کتاب امید است، زیرا سرانجام کار در این نامه باستان پیروزی نیکیست بدکار پاداش خود را خواهد دید اگرچه شاهنامه از گذشته سخن دارد، اما کتابیست برای آینده و فردا است.
او افزود: با شاهنامه بود که ایرانیان دلگرم شدند، احساس خودکوچکبینی نکردند و باز دنباله سخن اسلامی ندوشن است که ایرانی چه آگاه بوده و چه آگاه نبوده با شاهنامه فهمیده است که یک تاریخ حماسی دارد رستمی و گیوی داشته است. چکیده استدلال این شاهنامه شناس این است که اگر ما هنوز سرپاییم و نام ایران بر خود داریم و زبان خود را داریم موجب آن شاهنامه است، دلیل دیگرش باز به نوشته همان استاد این است که قهرمانان شاهنامه به عنوان اثر حماسی ملی ما سرشار از زندگی هستند، زبون نیستند ما آنان را میفهمیم زندگی در این نامه همین است.
اشراق افزود: شاهنامهای که در تمام فرهنگها و کشورها یا ترجمه شده یا در باب آن کتابها پرداختند و موج بزرگ شاهنامه شناسی جهانی که از ۳۰۰ سال پیش برآمده است، استقبال جهان را به شاهنامه و پذیرشش را به عنوان حماسه جهانی نشان میدهد، اینها از یک سو و فرهنگ انسانی خود شاهنامه که میتواند راهبردی اخلاقی برای جامعه کنونی ما باشد از سوی دیگر و هم همراه با ضلع سوم این مثلث که تقویت احساس ایران دوستی است و مقابله با هر بیگانهای که نظری بد پیرامون این آب و خاک دارد، میتواند گوشهای از پاسخ به پرسش چرا هنوز شاهنامه پاسخی برای ما دارد، باشد.
در بخشی از این برنامه بهرام پروین گنابادی، به معرفی کتابهای «مقدمه شاهنامه ابومنصوری» به تحقیق سیدعلی محمودی لاهیجانی و «ابیات بحثبرانگیز شاهنامه» با گردآوری بهراد بنائی، رومینا رضوانی و ویشار کاوه، و مقدمه جلال خالقی مطلق پرداخت.
این برنامه با حضور مهری بهفر· بهرام پروینگنابادی· مسعود راستیپور· بسمالله شریف از افغانستان و پیامهایی از:· سجاد آیدنلو· کریم اشراق از هلند، زرّینه رحمتاوا از ازبکستان، عظمی زرّیننازیه از پاکستان، غالیه قمبربکوا از قزاقستان و مسعود میرشاهی از پاریس برگزار شد.
منبع: ایرنا
بنیامین نتانیاهو و یسرائیل کاتز اعلام کردند که عزالدین...
مبینا نصیری مجری شبکه سه سیما روی آنتن زنده تلویزیون...
اجرای زنده سجاد محمدی خواننده ایرانی الاصل موسیقی پاپ...
کشیش معروف تگزاس که ادعا کرده بود «ترامپ مسیح دوم است...
رئیس کمیسیون فاوا و نایبرئیس فدراسیون فاوای اتاق بازرگانی...
مونیکا ویت (Monica Witt)، افسر سابق اطلاعاتی نیروی...