کد خبر: ۱۵۷۹۱
۱۰:۵۸
۰۳ خرداد ۱۴۰۵
۱۰:۵۸
۰۳ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۱۵۷۹۱

قتل سرآشپز رستوران آلمان در تهران؛ رمز و راز پیچیده یک قتل خانوادگی

قتل خانوادگی
شب حادثه در خانه مادرم با او بحثم شد. من فهمیدم که او قصد دارد ۱۶۰ هزار یورو از ایران ببرد و در آلمان خانه بخرد. به او گفتم ابتدا طلب من را بده و بحثمان بالا گرفت

بهمن سال ۱۴۰۳ زن سالخورده‌ای با مراجعه به پلیس مفقودشدن ناگهانی فرزند ۵۷ ساله خود به نام بهروز را گزارش داد. این زن گفت: «بهروز از سال‌ها قبل به کشور آلمان مهاجرت کرده بود. او هفته قبل به ایران آمد و در خانه من ساکن شد. تا اینکه یک شب سه بطری مشروب به خانه آورد و گفت که قصد دارد شب به عروسی دوستش برود، برای همین مشروب تهیه کرده است. اما وقتی از خانه بیرون رفت دیگر خبری از او نشد.»

‌تحقیقات ابتدایی

در جریان تحقیقات اولیه مشخص شد برادر کوچک‌تر بهروز به نام بابک نیز ساکن کشور آلمان است که در زمان گم‌شدن مرموز بهروز، بابک نیز در ایران بوده و او هم در منزل پدری خود واقع در شهر زیبا سکونت داشت. در ادامه بررسی‌ها مشخص شد که بابک و بهروز به‌خاطر شراکت در رستورانی که در آلمان داشتند؛ از مدت‌ها قبل اختلافات دنباله‌داری داشتند. بازگشت هم‌زمان آنها به کشور و تلاقی این موضوع با گم‌شدن ناگهانی بهروز، سبب شد نوک پیکان اتهام به سمت بابک بچرخد.

به‌این‌ترتیب مأموران جنایی بابک را تحت‌نظر قرار داده و متوجه رفت‌وآمد مشکوک او به خانه پدری‌اش همراه با یکی از بستگان‌شان به نام مسعود شدند. همچنین دستور بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف منزل مادر بهروز از سوی بازپرس جنایی صادر شد که در این تصاویر دیده می‌شد درست شب ناپدیدشدن بهروز، مسعود سراسیمه وارد خانه مادر او شد و ساعتی بعد درحالی‌که یک کاناپه در صندوق‌عقب خودروی او جاسازی شده بود از خانه خارج شدند.

همین کافی بود که بابک و مسعود بازداشت شده و تحت تحقیقات قرار بگیرند.

در ادامه مشخص شد پس از ناپدیدشدن بهروز، مادر او فرش‌های خانه را برای شست‌وشو تحویل قالیشویی داده که فرضیه تلاش برای اخفای ادله جرم رقم خورد؛ بنابراین مادر بهروز نیز بازداشت شد. کارآگاهان تشخیص هویت در آزمایش‌های انجام شده آثار رد خون شسته شده در هال خانه مادر بهروز و همچنین داخل ماشین مسعود را نیز تأیید کردند. با ادله به‌دست‌آمده متهمان راه فراری از حقیقت نداشتند و بابک به قتل برادر خود و سوزاندن جسد با همدستی مسعود اقرار کرد.

اعترافات اولیه

بابک در اولین اعترافات خود گفت: «برادرم سرآشپز رستوران ما در آلمان بود و سال‌ها بود با هم شراکت داشتیم. اما اخیراً اختلاف حسابی با او داشتم که پرداخت نمی‌کرد. از طرفی چند بار بدون اطلاع همسر و فرزندش به ایران آمده بود و حتی به مادرمان هم نگفته بود که راهی ایران شده است. برای همین حدس می‌زدم او نه‌تنها قصد پرداخت بدهی من را ندارد بلکه می‌خواهد زمین‌های ارثیه پدری‌مان را نیز صاحب شود و من را از سهمم بی‌نصیب بگذارد. به همین دلیل بار آخر که فهمیدم عزم سفرکرده، زودتر از او خودم را به ایران رساندم تا غافلگیرش کنم.»

متهم ادامه داد: «شب حادثه در خانه مادرم با او بحثم شد. من فهمیدم که او قصد دارد ۱۶۰ هزار یورو از ایران ببرد و در آلمان خانه بخرد. به او گفتم ابتدا طلب من را بده و بحثمان بالا گرفت. او به سمت کمد داخل اتاق رفت. من می‌دانستم که از قبل در آنجا یک ساطور پنهان کرده است. برای همین من هم به سمت آشپزخانه رفتم و یک چاقوی بزرگ برداشتم. بهروز سمت من آمد و دستش را بالا برد. من هم برای دفاع از جان خودم مجبور شدم که با چاقو چند ضربه به او بزنم.»

متهم درباره اخفای جسد گفت: «وقتی برادرم خونین روی زمین افتاد با مسعود که از بستگان نزدیک من است تماس گرفتم و او با ماشین به خانه پدری من آمد. ما جسد را داخل ملحفه پیچیدیم و در صندوق‌عقب گذاشتیم. روی آن هم تشک بهروز را که خونی شده بود انداختیم. بعد هم کاناپه خونین را در صندوق جا دادیم که آن را هم از بین ببریم؛ اما همین باعث شد که در صندوق‌عقب بسته نشود. چند تکه‌ام‌دی‌اف هم بردیم تا برای درست‌کردن آتش از آن استفاده کنیم.»

متهمان جسد را به وردیج منتقل کردند: «من و مسعود همراه خود یک منقل به همراه جوجه‌کباب هم برداشتیم تا اگر کسی به ما مشکوک شد وانمود کنیم که در حال درست‌کردن جوجه‌کباب هستیم. بعد جسد را به ارتفاعات بردیم و آنجا تشک و کاناپه را روی آن گذاشتیم و به آتش کشیدیم. وقتی همه چیز خاکستر شد به خانه برگشتیم. بعد از بازگشت به خانه متوجه شدیم که بهروز در واتساپ به پسرش پیام داده و از او خواسته بود برایش مشروب بیاورد. برای همین فهمیدیم که پسرش از بازگشت او به ایران خبر دارد و از مادرم خواستم اعلام فقدان کند.»

مسعود نیز با تأیید اعترافات بابک، همدستی در قتل را پذیرفت. اما بابک ادعا کرد که زمان درگیری منجر به قتل مادرش در اتاق بوده و او در را روی مادرش قفل کرده بود: «زمانی که از وردیج بازگشتیم هنوز در اتاق قفل بود و مادرم خوابش برده بود.» بااین‌حال بنابر ادله و مستندات موجود در پرونده مادر بابک نیز به اخفای ادله جرم متهم شد و مسعود نیز متهم شد به معاونت در قتل عمدی. همچنین برای بابک نیز اتهام مباشرت در قتل صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

با اطلاعاتی که متهمان از محل اخفای جسد در اختیار مأموران قرار دادند جست‌و‌جو برای کشف جسد آغاز شد؛ اما به دلیل اینکه حدود دو ماه بعد از قتل متهمان در اعترافات خود نشانی محل را افشا کردند و همچنین به دلیل بادخیز بودن محل سوزاندن جسد؛ مأموران هیچ آثاری از جسد بهروز کشف نکردند.

در دادگاه

در جلسه رسیدگی تنها فرزند مقتول تقاضای قصاص متهم را کرد. سپس بابک پای میز محاکمه ایستاد و در سناریوی جدیدی منکر هرگونه دخالت در جنایت شد و گفت: «وقتی مادرم بازداشت شد من برای اینکه او زودتر آزاد شود به‌دروغ به قتل برادرم اعتراف کردم. بهروز را دوست داشتم و او حامی من بود. وقتی در آلمان به زندان افتادم کمکم کرد و همیشه به من خرجی می‌داد. من هیچ انگیزه‌ای برای کشتن او نداشتم.»

متهم ادامه داد: «برادرم دین خود را عوض کرده بود و ارتباطات مشکوکی داشت. او در ازدواج دومش همسری آلمانی گرفته بود و ممکن است دشمنانی داشته که او را سربه‌نیست کردند؛ اما در این ماجرا بی‌تقصیرم.» قاضی گفت: «اما اظهارات شما و متهم ردیف دوم بدون هماهنگی با همدیگر همخوانی داشته و آثار خون در خانه پدری‌ات کشف شد.» متهم گفت: «من فقط برای نجات مادرم به‌دروغ اعتراف کردم.» سپس مسعود نیز با انکار اتهام گفت: «شب حادثه من باشگاه بودم و بعد از آن هم به خانه‌ام رفتم. از هیچ‌چیز خبر ندارم و تحت‌فشار به قتل اعتراف کردم.»

قاضی گفت: «درباره آثار خون در ماشینت چه می‌گویی؟» متهم گفت: «شاید به‌خاطر این است که چند روز قبل مرغ خریده بودم و کلاً دیربه‌دیر ماشینم را می‌شویم.» سپس مادر بهروز در دفاع از خود گفت: «من نمی‌دانم چه بلایی سر پسرم آمده. وقتی سه روز از غیبت او گذشت موضوع را به پلیس اطلاع دادم.» قاضی گفت: «چرا سه روز صبر کردی؟» متهم گفت: «پسر من عادت داشت سرزده بیاید و بی‌خبر برود. او یک‌بار بی‌خبر خانه را ترک کرد و چهار سال بعد برگشت که فهمیدم به ژاپن رفته بود.»

قاضی گفت: «وقتی چهار سال به ژاپن رفت هم اعلام فقدان کردی؟» متهم گفت: «نه، چون آن زمان جوان بود و ماشین پدرش را پنهانی فروخته بود و فرار کرده بود. من فقط سراغش را از دوستانش می‌گرفتم.» در پایان جلسه نماینده دادستان در دفاع از کیفرخواست گفت: «متهمان نمی‌توانند با چنگ‌زدن به ریسمان نخ نمایی که می‌گوید، چون جسد نیست همه چیز را انکار کن؛ از مجازات فرار کنند. ادله محکم و متقنی بر علیه آنها وجود دارد که ضمیمه پرونده است.»

قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهمان با ایراد نقص تحقیقات جلسه را تجدید کردند.

منبع: هفت صبح

خواندنی‌ها

دوربین شبکه DRM ترکیه لحظاتی از ترک هتل آنتالیا توسط...

عموزاد در فینال برابر شامیل ممدوف از بلغارستان در حالیکه...

دونالد ترامپ در گفت‌وگویی با شبکه ان‌بی‌سی نیوز تأکید...

محمدرضا گلزار به مناسبت سالگرد ازدواجش، تصویری از عضلات...

رئیس اورژانس نطنز از تصادف یک دستگاه خودرو در آزادراه...

نیازمندیها
مشاهده جدول کامل جام جهانی 2026 به همراه نتایج زنده، برنامه بازی‌ها، آخرین اخبار، حواشی و خلاصه مسابقات. همه اطلاعات جام جهانی در یک صفحه.
زی‌سان: تازه‌ترین خبرها از ایران و جهان
جدیدترین فیلم‌ها و تصاویر از حیات‌وحش و دنیای حیوانات
  • جدیدترین‌ها
  • پربیننده‌ها
  • پربحث‌ها
شبی پرتنش در خاورمیانه؛ از حمله موشکی ایران به اسرائیل تا تهدید به پاسخ متقابل تنگه باب‌المندب بسته شد؟ پرواز‌های فرودگاه مهرآباد لغو شد پدافند هوایی کرمانشاه فعال شد ترس از قطع اینترنت دیشب به جان کاربران افتاد؛ از کشت خشخاش در شرایط قطعی تا بیانیه اتحادیه کانفیگ‌فروشان سپاه درباره حمله به اسرائیل بیانیه صادر کرد موج جدید حمله موشکی ایران به سمت اسرائیل استانداری خوزستان: دقایقی پیش شرکت پتروشیمی کارون ماهشهر مورد تهاجم هوایی قرار گرفت و بخشی از آن آسیب دید منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی: تمامی کارکنان روز کار باید به صورت اضطراری از منطقه خارج شوند اخراج ستاره تیم‌ملی توسط قلعه‌نویی پای اتوبوس؛ این بازیکن چه کسی بود؟ ویدئو؛ کشتی باورنکردنی رحمان عموزاد در فینال برابر شامیل ممدوف ترامپ: می‌دانم رهبر ایران کجاست، او باهوش است محمدرضا گلزار به مناسبت سالگرد ازدواجش، تصویری عجیب از خودش منتشر کرد! حرف‌های جنجالی محیا دهقانی درباره جوانان ایرانی؛ شما از کدام جوان ایرانی حرف می‌زنی؟ علی فروغی مدیر شبکه سه تصادف کرد ویدئو؛ محیا دهقانی با تعریف کردن یک ماجرای غمناک اشک مجید واشقانی را درآورد!
سریال نیمه‌مرد (Half Man)؛ درامی تاریک درباره فروپاشی روان یک مرد، تروما و تنهایی تصاویر؛ استایل فاطمه مسعودی‌فر در اکران گل سنگ خبرساز شد عکس؛ تغییر رنگ اساسی نفیسه روشن خبرساز شد! مشاور وزیر ارتباطات: دسترسی به اینترنت بین‌الملل تا هفته آینده محتمل است «ازدواج سال» ساده و بدون هیاهو؛ دوا لیپا و کالم ترنر در تالار لندن ازدواج کردند بیوگرافی فاطمه مسعودی‌فر؛ روایت دختری از تبریز که آرام‌آرام به یکی از چهره‌های متفاوت بازیگری ایران تبدیل شد تصاویر | استایل عجیب و غریب محمدرضا گلزار! قول مکرون به همسرش درباره گلشیفته فراهانی تصاویر جدید آیتاچ شاشماز و هلین کاندمیر، زوج سریال «تو کسی هستی که دوستش دارم» دل همه را برد پشت‌پرده مشهورترین آگهی استخدام جهان با حقوق ۲۰۰میلیاردی خالق «گلپونه‌های وحشی» و صدها ترانه خاطره‌انگیز از دنیا رفت؛ هما میرافشار که بود؟ صدف طاهریان هم به ایران برگشت! فیلمی از ورزش کردن ستایش رجایی‌نیا در «بدنام » وایرال شد عکس | تغییر چهره ناگهانی مرجانه گلچین در ۵۸ سالگی چرا ترامپ متن توافق با ایران را به نتانیاهو تحویل داد؟ تیپ و استایل جدید صابر ابر جلب‌توجه کرد اولین عکس خانوادگی خانم بازیگر بعد از مادر شدنش پست متفاوت رزیتا غفاری بازیگر سریال در قلب من در روز عید قربان و روز تولدش عکس | قوی‌ترین مرد ایران ازدواج کرد هولناک و تکان‌دهنده؛ حبس دو دختر بچه به مدت یک ماه در توالت و شکنجه تا سر حد مرگ
پرطرفدارها
شبی پرتنش در خاورمیانه؛ از حمله موشکی ایران به اسرائیل تا تهدید به پاسخ متقابل تنگه باب‌المندب بسته شد؟ پرواز‌های فرودگاه مهرآباد لغو شد پدافند هوایی کرمانشاه فعال شد ترس از قطع اینترنت دیشب به جان کاربران افتاد؛ از کشت خشخاش در شرایط قطعی تا بیانیه اتحادیه کانفیگ‌فروشان سپاه درباره حمله به اسرائیل بیانیه صادر کرد موج جدید حمله موشکی ایران به سمت اسرائیل استانداری خوزستان: دقایقی پیش شرکت پتروشیمی کارون ماهشهر مورد تهاجم هوایی قرار گرفت و بخشی از آن آسیب دید منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی: تمامی کارکنان روز کار باید به صورت اضطراری از منطقه خارج شوند اخراج ستاره تیم‌ملی توسط قلعه‌نویی پای اتوبوس؛ این بازیکن چه کسی بود؟ ویدئو؛ کشتی باورنکردنی رحمان عموزاد در فینال برابر شامیل ممدوف ترامپ: می‌دانم رهبر ایران کجاست، او باهوش است محمدرضا گلزار به مناسبت سالگرد ازدواجش، تصویری عجیب از خودش منتشر کرد! حرف‌های جنجالی محیا دهقانی درباره جوانان ایرانی؛ شما از کدام جوان ایرانی حرف می‌زنی؟ علی فروغی مدیر شبکه سه تصادف کرد ویدئو؛ محیا دهقانی با تعریف کردن یک ماجرای غمناک اشک مجید واشقانی را درآورد!