احتمالاً برایت پیش آمده که آخر ماه حس کنی پولت گم شده. نه خرج بزرگی کردهای، نه خرید اضافهای. اما وقتی جیب را میگردی، خالی است. این دقیقاً اتفاقی است که در اقتصاد ایران میافتد؛ پول گم نمیشود، ارزشش ذرهذره برداشته میشود. اگر دنبال مقصر گرانیها میگردیم، باید به جای ویترین مغازهها، سراغ چاپخانه پول برویم؛ جایی که نقدینگی ساخته میشود و بیصدا از جیب همه ما برداشت میکند. شبیه حساب بانکیای است که هر روز از آن برداشت میشود، اما پیامکش برای صاحب حساب نمیآید.
پایان سال گذشته روزهای بهتری بودند. آن روزها شاید برای تولد عزیزتان در بهمن امسال میخواستید کادویی بخرید. یا شاید به خودتان وعده خرید کالایی را همین حوالی داده بودید. حالا اگر هنوز آن کالا در قفسه مانده باشد به نظرتان قیمتش چه تغییری کرده است؟
سایت مرکز آمار را باز میکنیم و میبینیم که به طور متوسط قیمتها از ابتدای سال ۴۷ درصد گرانتر شدهاند؛ یعنی یک ونیم برابر. برای آن که بهتر معنی این رقم را بفهمیم باید بدانید که این بیسابقهترین رشد قیمت در حدود نیم قرن اخیر است. در مورد قبلش هم اطلاع دقیقی در دست نیست. اما در این بازه زمانی در ده ماه اول سال هیچ وقت انقدر قیمتها زیاد نشده بود. این قاب کوچکی از وضعیت بحرانی زمستان امسال است.
ممکن است بگویید خب ارز ترجیحی حذف شد، کالاهای اساسی گران شدند. ممکن است بگویید به دلایلی نرخ دلار افزایش پیدا کرد و کالاهای بادوام گران شدند. یعنی هم غذاهایمان گران شدند، هم خودِ یخچال. ممکن است دیگری بگوید از جنگ دوازده روزه غافل نشو. هزینههای آن جنگ را مگر میشود نادیده گرفت؟!
اما باید در جواب بگوییم همه آنها درست. ولی سال ۱۴۰۱ هم ارز ترجیحی حذف شد پس چرا هنوز تورم بالاتر است؟ حتی عجیبتر آن است که در دوران جنگ ایران و عراق هم سه سال تورم صفر بود، با این که هشت سال هم طول کشید. پس مقصر کیست؟ چه کسی پول را از جیبمان برداشته است؟

کتابهای اقتصاد را ورق میزنیم، آمارهای بانک مرکزی را این بار مرور میکنیم. پشت پرده را یک شاخص دیگر میگوید. نقدینگی؛ یعنی پولی که بانکها خلق کردهاند و در اقتصاد میچرخد. فقط در هشت ماه ۳۰ درصد به این رقم اضافه شده که از قبل از انقلاب تا الان سابقه نداشته است.
آمارها را ریزتر میشویم. جالب این جاست که پشت پرده رشد این عدد در این مدت یک دست است، دست دولت! فقط در هشت ماه بدهی این بخش به کل سیستم بانکی کشور ۹۳.۷ درصد بالا آمده است.

«چو دخلت نیست، خرج آهستهتر کن.» این یکی از مهمترین عبارات گلستان سعدی است که حالا مثل یک ضربالمثل دهان به دهان میچرخد.
دلیل مهم این استقراض بزرگ، کسری بالای بودجه است. این یعنی همان بی نظمیهایی که موجب شده تا خرج دولت بیشتر بشود. آن قدر بالا که حال دست در جیب دیگران کند و خلاف وعدههایش عمل کند. حالا تورم آنقدر بالاست که به گفته خود دولتیها احتمالا سال بعد هم بالای ۴۰ درصد باشد. این اقتصاد شبیه ساختمانی است که هر دیوارش با قرض بالا رفته. سقفش از سیمان وعده است، دیوارش از وام، و تیرآهنش از چاپ پول. هنوز ایستاده، اما با هر باد تازه، گوشهای میلرزد.
مدیر ساختمان هربار میگوید «فقط این یکی سال را سر کنیم»؛ و بعد، وام دیگری میگیرد تا ترکها دیده نشوند.
منبع: زومیت
آمارهای جدید از تورم نشان از قدرت خریدی دارد که کم...
تصویر منتشر شده در کانالهای ایتا درباره حمله ایران...
مظفرالدین شاه قاجار علاقه بسیار زیادی به شکار و شلیک...
همزمان با افزایش احتمال درگیری نظامی ایران و آمریکا...
تصویری از نخستوزیر رژیم صهیونیستی در شبکههای اجتماعی...
العربی الجدید نوشت: منابع آگاه گفتند آمریکا شروط ناممکنی...