مینیسریال «دی تی اف لوئیس»؛ وقتی بحران میانسالی به یک داستان جنایی تبدیل میشود
راستان: مینی سریال «دی تی اف لوئیس» یک مینیسریال هفتقسمتی آمریکایی از شبکه HBO است که در ظاهر داستانی درباره روابط عاطفی، خیانت و یک ماجرای جنایی دارد؛ اما هرچه روایت جلوتر میرود، مشخص میشود که قتل تنها بخشی از داستان است. در مرکز ماجرا سه انسان معمولی قرار دارند که هرکدام به شکلی با تنهایی، ناکامی و بحران میانسالی دستوپنجه نرم میکنند.
به گزارش راستان، داستان حول رابطه میان کلارک، فلوید و یک زن متأهل شکل میگیرد؛ رابطهای که ابتدا بیشتر شبیه یک ماجرای شخصی و حتی کمدی به نظر میرسد، اما بهتدریج مسیر خود را به سمت یک اتفاق مرگبار تغییر میدهد. همین تغییر لحن یکی از مهمترین ویژگیهای سریال است.

جیسون بیتمن و دیوید هاربر در نقشهایی متفاوت
به گزارش راستان، حضور جیسون بیتمن، دیوید هاربر و لیندا کاردلینی یکی از مهمترین دلایل توجه به این پروژه است. بیتمن که اغلب با نقشهای خشک، طعنهآمیز و کنترلشده شناخته میشود، در اینجا نیز شخصیتی پیچیده را به نمایش میگذارد؛ مردی که ظاهر زندگیاش نسبتاً عادی است، اما در درون با مشکلات و نارضایتیهای خودش مواجه است.
در مقابل، دیوید هاربر در نقش فلوید، تصویری متفاوت از شخصیتهای شناختهشده کارنامهاش ارائه میدهد. فلوید مردی تنها و آسیبپذیر است که تلاش میکند در میانسالی دوباره احساس کند برای کسی اهمیت دارد. رابطه او با دیگر شخصیتها، به تدریج بخشهایی از شخصیتش را آشکار میکند که در یک کمدی معمولی کمتر دیده میشود.

کمدی سیاه؛ خندهای که پشت آن تلخی وجود دارد
آنچه سریال «دی تی اف لوئیس» را از یک سریال جنایی معمولی جدا میکند، نوع نگاه آن به شخصیتهاست. اینجا با کارآگاههای نابغه، قاتلان زنجیرهای یا قهرمانانی که باید یک پرونده پیچیده را حل کنند مواجه نیستیم. شخصیتهای اصلی آدمهایی معمولی هستند که تصمیمهای بد میگیرند و گاهی خودشان نیز نمیدانند دقیقاً به دنبال چه چیزی هستند.
طنز سریال نیز از همین نقطه شکل میگیرد. بسیاری از موقعیتها خندهدارند، اما این خنده معمولاً با نوعی ناراحتی و احساس پوچی همراه است. شخصیتها میتوانند در یک لحظه مضحک به نظر برسند و چند دقیقه بعد، مخاطب با تنهایی عمیق آنها مواجه شود.

از معمای قتل تا بحران زندگی
سریال همچنین از ساختار کلاسیک داستانهای جنایی فاصله میگیرد. سؤال اصلی فقط این نیست که چه اتفاقی افتاده یا چه کسی مسئول مرگ است. در بخش مهمی از روایت، توجه به این موضوع معطوف میشود که شخصیتها چگونه به نقطهای رسیدهاند که چنین اتفاقی ممکن شده است.
به همین دلیل، «دی تی اف لوئیس» را میتوان ترکیبی از کمدی سیاه، درام روابط و داستان جنایی دانست. قتل در اینجا بیشتر یک نقطه عطف روایی است تا تمام چیزی که سریال میخواهد درباره آن صحبت کند.

امضای استیون کنراد
به گزارش راستان، سازنده سریال استیون کنراد است؛ نویسنده و خالق آثاری مانند Patriot که به ترکیب طنز خشک، شخصیتهای عجیب و موقعیتهای تلخ شهرت دارد. در «دی تی اف لوئیس» نیز همین رویکرد دیده میشود: موقعیتهایی که میتوانند همزمان خندهدار، ناراحتکننده و حتی پوچ باشند.

در نهایت، جذابیت اصلی «دی تی اف لوئیس» در این است که خود را به یک ژانر محدود نمیکند. سریال از یک ماجرای عاطفی شروع میشود، وارد فضای کمدی سیاه میشود و سپس عناصر جنایی و درام روانشناختی را به آن اضافه میکند. نتیجه، داستانی درباره آدمهایی است که ظاهراً زندگی عادی دارند، اما در زیر این ظاهر معمولی با تنهایی، میل، شرم و حس شکست مواجهاند.

مینی سریال «دی تی اف لوئیس» یک مینیسریال کمدی سیاه...
شهاب حسینی بازیگر ایرانی در واکنش به سوال خبرنگار مبنی...
رایان سرلک، بازیگر نوجوانی که با نقشآفرینی در سریال...
حضور رسول خادم در کنسرتنمایش «سیاوش» با واکنش پرشور...
جسد پنج زن و مرد که گفته میشود قربانی یک قتل عام خانوادگی...
امروز خبر رسیده که مهدی پاکدل و رعنا آزادیور از یکدیگر...